ناصر الدين شاه قاجار

5

سفرنامه عراق عجم ( فارسى )

خوانده و يك قرآن كوچك بغلى خطّى خيلى اعلى هم كه همراه آورده بود بما هديه داد آمديم دم در ديديم شاهزادگان و اجزاء و خدّام در بخانهء مرحومهء شكوه السّلطنه را كه فرموده بوديم نايب السّلطنه امروز بحضور بياورد حاضر كرده است عضد الدّوله جهانسوز ميرزا حاجى بهاء الدّوله معزّ الدّوله حاجى محمّد خان و ناظر و ساير اجزاء دربخانهء شكوه السّلطنه همه بحضور رسيدند جمعيّت زيادى نيز از نوكر و غيره بودند آمديم سوار كالسكه شده از بيرون شهر رانديم براى كاريزك سوارهاى كشيكخانه و سوارهء ابوابجمعى علاء الدّوله و ساير سوار و نوكرى كه بايد به سفر بيايند كنار راه صف كشيده بودند نايب السّلطنه و ساير رجال هم از عقب كالسكهء ما مىآمدند از جلو تمام سوارها گذشته رانديم تا از سمت نجف‌آباد داخل راه حضرت عبد العظيم ع شديم پنجساعت بغروب مانده بود كه وارد زاويهء شريفهء حضرت عبد العظيم عليه السّلام شده زيارت كرده بيرون آمده رفتيم بباغ مرحومهء مهد عليا نهار خورديم ملك‌آرا عميد الملك مجد الملك معيّر الممالك ملك التجّار و جمعى ديگر هم در اينجا بحضور رسيدند بعد از نهار سوار كالسكه شده رانديم حاصل زراعت اينجاها را كه مىگفتند زنگ‌زده است نگاه كرده ديديم زير گندمها زرد شده امّا الحمد للّه بيعيب است راه شوسه را كه تا قم ساخته و مشغولند كه بسرحدّ عربستان منتهى كنند خيلى خوب ساخته‌اند همه‌جا رانده سه ساعت بغروب مانده وارد كاريزك شديم كاريزك مال امين الدّوله است